![]() |
![]() |
|
|
حالا دیگه چیزی نیست آروم به زندگی لبخند می زنم حالا دیگه کسی نیست اندازه یه ارضای شبونه اندازه یه عمر ترس اندازه یه دنیا دل واپسی و اضطراب به آخر خط رسیدم شعار نمی دم نمی دونم دلم گرفته ! شاید یه لبخند ملیح آروم بخواب مرده بی روح دنیای کوچولوت اینقدر یهو بزرگ شدو اینقدر تند تند ورق خورد مات و مبهوت خدایا چرا گریه می کنی ؟ من بین نبرد تو و شیطان تو رو انتخاب کردم حالا صداتو بخور عزیزم محکم وایستا نکنه کسی چیزی بفهمه تو حالا حالاتحمل داری
کسی نیست خالی از همه چیز پروازکن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:19 توسط باربی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
پاییز دوست داشتنی اصول فرهمند آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
,,,,,,×××× کویر×××,,,,,, ,,,,,,×××× کویر×××,,,,,, |
|
RSS
|