![]() |
![]() |
|
|
تو شکستی و من خندیدم
رعشه گرفتی و من خندیدم نعره زدی و من خندیدم نگاهت خورد شد و من خندیدم چشم هات گم شد و من خندیدم گریستی و من خندیدم خندیدی و خندیدم اما این آخرین خندهای من بود حالا برای تمام چراغ های پشت سر هم و در جاده مه گرفته و یخ زده سیبری تو انتظار می کشم می فهمی فقط تو !!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 21:23 توسط باربی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
پاییز دوست داشتنی اصول فرهمند آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
,,,,,,×××× کویر×××,,,,,, ,,,,,,×××× کویر×××,,,,,, |
|
RSS
|