![]() |
![]() |
|
|
به روز مرگ چون تابوت من روان باشد گمان مبر که مرا درد این جهان باشد برای من نگریو و مگو دریغ دریغ به دوغ دیو افتی دریغ آن باشد جنازه ام چون ببینی مگو فراق فراق مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد مرا به گور سپاری مگو وداع وداع که گور پرده ای جمعیتی جنان باشد فرو شدن چون بدیدی برآمدن بنگر غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد کدام دانه فرو رفت در زمین که نروست چرا به دانه انسانت این گمان باشد کدام دلو فرو رفت و پر برون نآمد زه چاه یوسف جان را پرز فغان باشد مولوی |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 0:25 توسط باربی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
پاییز دوست داشتنی اصول فرهمند آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
,,,,,,×××× کویر×××,,,,,, ,,,,,,×××× کویر×××,,,,,, |
|
RSS
|