![]() |
![]() |
|
|
چه كسي اوراد مي خواند ؟ چه كسي گفت بيا ؟ چه كسي گفت play باربي برو ؟قالبم را به من بدهيد لعنت برحقيقت هاي كاذب دلم براي دختركي كه نقش كاراماهي زندگي مرا بازي مي كند مي سوزد دلم مي خواست روح بشر در قسمت ناتواني هاي خودش كارمايي نداشت اين يك نقطه پايان است يك نقطه براي فهميدن و يك نقطه براي رهايي stop ،stop، stopمي خواهم نفس بكشم از اعماق وجودم از چاكراي اول تا آخر و خودم را پرت كنم ار سرزميني كه تعلق برو ندارم اشتباهت آدمي را وسعتي نيست انكارها را هم وسعتي نيست عرو سك هاي خيمه شبازي خداوند ايا خداوندي شما را تضمين كرده است ؟ به كدامين نقطه رهايي بايد رسيد ؟ باز هم نمي دانم .... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ كاش مي شد كاش ها را براورده كرد خواهش مي كنم بيا خواهش مي كنم ترس هايم را بمن ندهيد اين بار نمي خواهم بترسم خواهش مي كنم اينجا ديگر صبري منتظر تو نيست اينجا پايان است باربي |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 15:4 توسط باربی |
|
|
دیگه نه بخدا اعتقاد دارم نه به شیطان جمع کنید می خوام برم بوق بزنم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 10:16 توسط باربی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
پاییز دوست داشتنی اصول فرهمند آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
,,,,,,×××× کویر×××,,,,,, ,,,,,,×××× کویر×××,,,,,, |
|
RSS
|