![]() |
![]() |
|
|
به اسم او بعضی وقتا فکر می کنم ما آدما عروسک خیمه شب بازی خدا هستیم و اون داره اون طور که دلش می خواد ما رو حرکت می ده و غصه ام می گیره که چقدر زندگی مسخره است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 23:41 توسط باربی |
|
|
به اسم او کاش می شد فریادهایی را که در قفس صورت پنهان شده اند از بند تنهایی آزاد کرد . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 21:30 توسط باربی |
|
|
به اسم او وفتی نیگا به روزنامه های ایران می کنم نا خوداگاه دستم می لرزه با خودم فکر می کنم چه کسی جواب این همه ظلم رو می ده؟ چه کسی جواب صفحه حوادث رو می ده؟ چه کسی جواب این فحشای بی رحم رو می ده ؟ چه کسی جواب این اجتماع آلوده رو می ده؟ چه کسی جواب این اقتصاد له شده رو می ده؟ چه کسی جواب این سیاست ابلهانه رو می ده؟ چه کسی جواب این همه هنرمند رو می ده؟ چه کسی جواب این همه روشن فکر رو می ده ؟ چرا هیچ کس ؟ چرا ...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا کسی تو ایران جواب نمی ده؟ عمل نمی کنه؟ پاسخ گوی این همه جنایت ها چه کسانی هستند ؟ چه کسانی می خواهند جواب گویِ مردم باشند ؟چرا خودِ مردم جواب گو نیستن ؟ یاد مجری کسخل تیوی می افتم که با افتخار می گفت اینجا ایران است ،مهد دلیران براستی اینجا ایران است مهد فساد، مهد فحشا ، مهد دزدیها ، مهد بی عدالتی ها ، مهد رشد فاشستیت ، مهد کلابرداری ها ، مهد فقر ، مهد تجاوزها، مهد آخوندها ، مهد تعصبتات کورکورانه ،... و باز با خودم فکر می کنم ما واقعا ول معطلیم به معنی وسیع مچلیت و با یه سری علامت سئوال هایی که همواره با خودمون کول می کنیم اینجا ایران است و دستهای لزران و آرامِ کویر تلخ که نمی دونه چی بنویسه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 22:8 توسط باربی |
|
|
به اسم او کاش خری بودم و در طویله ها عر عر می زدم فهمیدی چی شد ؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 0:6 توسط باربی |
|
|
به اسم او هنوز فکر می کنم خوابم یه رویایی که فقط لبخند داره رو لبام میاره و یه غم که داره ته دلمو آروم آرومکی مالش میده تا توش جا باز کنه حس جدیدیه مثل تولد یه مرده می مونه شادیم تولد یه مرده به یه مرگ حالا آروم روتو غایم می کنی تا حتی خودتم نتونی اشکاتو ببینی هنوز منگم |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم دی 1384ساعت 23:47 توسط باربی |
|
|
به اسم او به عقيدهء من كساني كه آمادگي بزرگ شدن ندارند، نبايد هيچ وقت بزرگ شوند. اين يك ظلم است.ظلم مسلم. مي بايست آنقدر بچه بمانند تا آمادگي اش را پيدا كنند و گر نه همه چيز خيلي غمگين ميشود.
http://www.chemidunam.blogspot.com/ کپی شده از این سایت |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم دی 1384ساعت 1:5 توسط باربی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
پاییز دوست داشتنی اصول فرهمند آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
,,,,,,×××× کویر×××,,,,,, ,,,,,,×××× کویر×××,,,,,, |
|
RSS
|